![]() |
![]() |
|
| حرفهای هیچکس |
|
یادته میگفتی تنها قدرمو خودت میدونی
گفتی که منم نباشم تو سر قولت می مونی گفتی که باید تموم شه خیلی زود درد جدایی گفتی دیوونمی اما راست بگوحالا کجایی تو که عاشقم نبودی وعده هارو چرا دادی تقصیر منه که داشتم به چشات چه اعتمادی تویی که دوسم نداشتی چرا اومدی سراغم چرا نگذاشتی همونجور بسوزه بی تو چراغم اون که ما بهش میگیم عشق عزیزم نداره ریشه اونی رو که من میخواستم گم شده واسه همیشه فهمیدم تو اون نبودی اون به من دروغ نمیگه اون توی رویاش نداره غیر من یه عشق دیگه اما تو یه گل اوردی با یه عشقی دادی دستم که منم به حرمت اون تا حالا واست نشستم عمر اون گل که تموم شد حرفای توهم پریدن رفتن و بعد دویدن به یکی دیگه رسیدن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 22:14 توسط وروجک |
|
|
دنیارم اگر بدی دلم ازت صاف نمیشه
دلی که بشکنه و کدر شه شفاف نمیشه نه دیگه دوست دارم محاله باورم بشه اسم تو محاله همسایه دفترم بشه حیف قصری که برات تو رویاهام ساخته بودم من مقصر نبودم چون تورو نشناخته بودم اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت کاش با اون سختی نیومده بودم تولدت........... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 22:3 توسط وروجک |
|
|
نشد یه قصری بسازم پنجره هاش ابی باشه
من باشم و اون باشه ویک شب مهتابی باشه نشد یه جا بمونه واخر بشه مال خودم حتی یه بار یادش نموند ماه وروز تولدم با همه التماس من نشد دیگه نره سفر شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم نه اینکه من نخوام برم نذاشت گلارو ببینم نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم یکی میگفت خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم اما نشد قسمت ما یه لحظه روشن و خوش پیغام واسش فرستادم بیا بازم من و بکش راس میگه هرچی اون بگه من کجا و دیوونگی چجور به حرفش گوش کنم اون گفت بچسب به زندگی نشد یه بارم برسم به ارزوهای محال یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال نشد منم واسه یه بار به ارزوهام برسم گذشته کار از کارمون دیر شده به خدا قسم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 21:56 توسط وروجک |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 فروردین1387ساعت 22:59 توسط وروجک |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 فروردین1387ساعت 22:50 توسط وروجک |
|
|
به شمدونا سپردم تو نامه تم نوشتم
از توو هرچی وعده بهم دادی گذشتم چه اشتباهی کردم که اسمتو اوردم خوبیش اینه لااقل واست قسم نخوردم دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب تو خیلی خوبی امافقط توعالم خواب هر وعده ای که دادی به هرکسی عمل کن غصه هاش ویه جوری با مهربونی حل کن نذار که عشقت واسش مشکل ودرد سر بشه نذار که از دست تو راهی یه سفر بشه گناه تو همین بود نداشتن صداقت اما گناه من بود نکردن خیانت حرفای توهنوزم رو دل من نشسته ولی پره غباره این اینه ی شکسته عشق ما دوتا شده صورت یه مسئله نقل دوتا عاشق صبور بی حوصله سفیدی نگاهت نابه شبیه برفه اب میشه زود و فقط به قیمت یه حرفه دیگه خدانگهدار لحظه های قیمتی من وببخش عزیزم هرکی داره قسمتی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 23:50 توسط وروجک |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 21:28 توسط وروجک |
|
|
ماکه رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر تو کنج این خونه بودیم ماکه رفتیم تو بمون باهرکی که دوسش داری با اونی که پنهونی سر روی شونش میذاری ماکه رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود ماکه رفتیم ولی خوب موندی سر قول و قرار خوب رها کردی دستامو توی اول بهار ماکه رفتیم حالا تو می مونی و عشق جدید می دونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید ماکه رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود ماکه رفتیم ولی چشم تو عجب نگاهی داشت جمله های پر عشق تو چه وعده هایی داشت ماکه رفتیم توبشین زیر نگاه عاشقش ارزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده اون که با اومدنش خنجر به قلب ما زده ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی لا اقل میومدی پیشم واسه خدافظی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 17:15 توسط وروجک |
|
|
حیف لحظه های خوبی که برای توگذاشتم.............
حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم........... حیف اون روزاکه کلی ناز چشمات وکشیدم.............. حیف شوق توکه گفتی داری اما من ندیدم............. حیف حرفای قشنگی که برای تونوشتم............ حیف رویام که واسه تواز قشنگیاش گذشتم........... حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود........... حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود.............. حیف فکرایی که کردم واسه جستن بهونه............ حیف عشقی که کسی نیست حالا قدرش و بدونه........... حیف اون همه قسم ها که به اسم تونخوردم.............. حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم.............. حیف اون کسی که دائم عاشقم بود توی رویا............. حیف که تو از راه رسیدی اون ودادمش به دریا............ حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی............. حیف گرمیای دستم که سپردمش به سردی........... حیف اون شبی که گفتم پیش تو کمه ستاره............. حیف اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره............... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 17:2 توسط وروجک |
|
|
سلام کسی که تودلم درخشیدمن دیگه دوست ندارم ببخشید
بهتره که نپرسی علتش رو چون که خودت ندادی فرصتش رو بهتره این نامه اخر باشه فکرکنم این واسه ما بهترباشه من واسه کسی که دوست ندارم نمیتونم شاخه گل بیارم نمیتونم صداش کنم عزیزم روزای خوبم وبه پاش بریزم بین تو و اون روزا کلی فرقه تواسمونت پره رعدوبرقه نه مهربونی نه واسم میخندی هردری رومن میزنم میبندی کواون همه شعرای عاشقونه کی بود بهم میگفت سلام بهونه نه صحبت از سلام بهونه ای نیست پرنده اینجاست ولی دونه ای نیست خواستی فقط صاحب یه قفس شی بری وبا دیگری همنفس شی خواستی بگی میشه تودام بیفتم بعدش بگی دیدی بهت نگفتم ازچشم من افتادی نازنینم دوست ندارم دیگه توروببینم اون کسی که دم میزد ازحسادت اگه بمیرم نمیاد عیادت منم میخوام اتمام حجت کنم خیال هردومون و راحت کنم اگه دلت همین حالا بشکنه بهتر از اوارگیهای منه من کسی رو میخوام که عاشق باشه اول واخرش شقایق باشه جواب بدی ندی دیگه تمومه نمیدونم جواب واسه کدومه نامه هامو ازبس جواب ندادی جواب بدی اینا میشه زیادی دستمو بردم روکتاب حافظ ولی محاله باتودیگه هرگز جدایی هرغمش هزارتا بخشه دل میسوزونه مثل اذرخشه من هرچی دوست دارم تموم شه نامه دلم میاد بازم میدم ادامه دیگه تموم شد اون همه غم ورنج وقت قرارو شوق ساعت پنج بروپیش هرکسی که دوست داری حق نداری اسم منم بیاری بخوای نخوای زودبرو به سلامت خداکنه بین ماها قضاوت |
|
+ نوشته شده در
شنبه 10 فروردین1387ساعت 22:5 توسط وروجک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 اسفند1386ساعت 16:17 توسط وروجک |
|
|
دوس دارم دیگه بیای منواز اینجا ببری
بانگاهت من وتا اونور دنیا ببری دوست دارم بدون قایق بیای اما مهربون دستمو بگیری وتا لب دریا ببری نکنه رای تورو شکوفه های سیب زدن نکنه موندی که من روببری یانبری این تویی همون کسی که واسه من نوشته بود خواب نداری تا منو اونور ابرها ببری من ساده رو بگو دل وسپردم دست تو سرنوشتم ودادم به دست تو تا ببری |
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 اسفند1386ساعت 16:9 توسط وروجک |
|
|
میخواست که ازتو بگذره
میگفت غریبه بهتره حسرتی بود توی نگاش میگفت که عاشقم نباش دیگه غریبه اومده حرفای خوبی بلده غریبه حرفاش وشنید میگفت که عاشقی بده اهای رفیق نیمه راه بشنو توحرفای مرا بدون تنهایی بهتره نمیخوام چشمای تورو اهای رفیق نیمه راه توکه میری باهرنگاه بدون غریبه تنها نیست اونم میره باهر صدا بسه بسه دلم دیدی که عاشقی یه هوسه مردن لحظه هات توی چشمای من همین بسه دلهره داره دل بشنو حرفای دل دل شکسته یاد چشمای تو خاطره های تو دیگه بسه ببین این اشکای منه نمیخواد دستای تورو ای عشق من حرفی نزن از پیش من برو برو دل وقتی میشه دیوونه غریبه پیشش مهمونه اشکاش میاد روی گونه دونه دونه دونه دونه........ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 21:29 توسط وروجک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 18:29 توسط وروجک |
|
|
ای ماجرای ابی پرواز تا خدا
ای انتهای مرز تمام گذشته ام ای بی ریاترین نفس پاک یاس ها بانام تو کتاب وفارا نوشته ام درزیردانه های قشنک تگرگ عشق من بودم وخیال توویک سب بهار یک اسمان شکوفه زیباوپاک یاس از ان طلوع مانده برایم به یادگار ای مهربان تر ازتپش غنچه های ناز ای سرگذشت رویش رعنای عاطفه ای دست توپناه هزاران گل سپید ای چشم توحکایت دریای عاطفه بی توشکست خاطره های بلوغ عشق بی توغروب واژه رویا همیشگی ست بی توترانه های محبت غریبه اند چشم توشهر ابی درمان تشنگی ست برگرد کوچه دل الاله ها هنوز درارزوی لحظه دیدار مانده است چشمان صدهزار شقایق به یادتو تا صبحگاه عاطفه بیدار مانده است برگرد ای تراوش شبنم ز برگ یاس برگردو باز ترجمه کن انتظاررا برگردو داستان دلم را مرور کن تکرار کن برای غزل ها بهاررا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 18:23 توسط وروجک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حرفها ... دلتنگی ها ...یادداشتهای روزانه و.....
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
نميتونم ببخشمت حرف دلم روزگار جواني شاپرك |
|
RSS
|