سلام کسی که تودلم درخشیدمن دیگه دوست ندارم ببخشید
بهتره که نپرسی علتش رو چون که خودت ندادی فرصتش رو
بهتره این نامه اخر باشه فکرکنم این واسه ما بهترباشه
من واسه کسی که دوست ندارم نمیتونم شاخه گل بیارم
نمیتونم صداش کنم عزیزم روزای خوبم وبه پاش بریزم
بین تو و اون روزا کلی فرقه تواسمونت پره رعدوبرقه
نه مهربونی نه واسم میخندی هردری رومن میزنم میبندی
کواون همه شعرای عاشقونه کی بود بهم میگفت سلام بهونه
نه صحبت از سلام بهونه ای نیست پرنده اینجاست ولی دونه ای نیست
خواستی فقط صاحب یه قفس شی بری وبا دیگری همنفس شی
خواستی بگی میشه تودام بیفتم بعدش بگی دیدی بهت نگفتم
ازچشم من افتادی نازنینم دوست ندارم دیگه توروببینم
اون کسی که دم میزد ازحسادت اگه بمیرم نمیاد عیادت
منم میخوام اتمام حجت کنم خیال هردومون و راحت کنم
اگه دلت همین حالا بشکنه بهتر از اوارگیهای منه
من کسی رو میخوام که عاشق باشه اول واخرش شقایق باشه
جواب بدی ندی دیگه تمومه نمیدونم جواب واسه کدومه
نامه هامو ازبس جواب ندادی جواب بدی اینا میشه زیادی
دستمو بردم روکتاب حافظ ولی محاله باتودیگه هرگز
جدایی هرغمش هزارتا بخشه دل میسوزونه مثل اذرخشه
من هرچی دوست دارم تموم شه نامه دلم میاد بازم میدم ادامه
دیگه تموم شد اون همه غم ورنج وقت قرارو شوق ساعت پنج
بروپیش هرکسی که دوست داری حق نداری اسم منم بیاری
بخوای نخوای زودبرو به سلامت خداکنه بین ماها قضاوت